بحران

بحران حریق در زیست‌بوم زاگرس؛ از نقص پروتکل‌های ایمنی تا ضرورت بازنگری در راهبردهای مدیریت ریسک

به گزارش ایلنا به نقل از پایگاه خبری حامیان سلامت و ایمنی نیروی کار تکرار حوادث آتش‌سوزی در عرصه‌های طبیعی زاگرس، فراتر از یک رویداد اقلیمی، به یک چالش جدی در حوزه امنیت ملی و مدیریت بحران تبدیل شده است. واکاوی شواهد نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از این حریق‌ها نه ناشی از عوامل قهری (طبیعی)، بلکه حاصل دخالت‌های انسانی (آتش‌افروزی عمدی) است. این گزارش با رویکرد HSE، ضمن نقد عملکرد دستگاه‌های متولی در تأمین ایمنی نیروهای اطفای حریق، ضرورت تغییر پارادایم از «واکنشِ دیرهنگام» به «پیشگیریِ هوشمند» و بهره‌گیری از سیستم‌های فرماندهی حادثه (ICS) را تبیین می‌کند.

۱. تحلیل وضعیت و ماهیت حوادث (Risk Identification)

بررسی‌های میدانی کارشناسان بوم‌شناسی و فعالان محیط‌زیست حاکی از آن است که واژه «آتش‌سوزی» برای رویدادهای اخیر زاگرس، عنوانی تقلیل‌یافته است. شواهد نشان‌دهنده وقوع «آتش‌زدن‌های عمدی» است که از سال ۱۳۹۹ روند فزاینده‌ای داشته است. از منظر HSE، شناسایی منشأ خطر (Hazard) نخستین گام در مدیریت بحران است. در حالی که حوادث پیش از سال ۱۳۹۹ عمدتاً بر اثر خطای انسانی (ناآگاهی گردشگران) یا صاعقه رخ می‌داد، الگوی حریق‌های کنونی (تراکم در ارتفاعات و اکوتون‌های استراتژیک) نشان‌دهنده یک الگوی عمدی و احتمالا سازمان‌یافته است که نیازمند مداخله جدی نهادهای امنیتی و قضایی برای شناسایی «اتاق فکر» این تخریب‌هاست.

۲. فقدان پروتکل‌های ایمنی و ضعف در فرماندهی حادثه (Safety Gap Analysis)

یکی از بحرانی‌ترین ابعاد این رویدادها، «ایمنی نیروهای عملیاتی» است. مدیریت بحران در کشور با چالش‌های ساختاری زیر روبه‌روست:

  • فقدان تجهیزات حفاظت فردی (PPE): نیروهای مردمی و داوطلب بدون تجهیزات استاندارد (لباس نسوز، ماسک، کفش ایمنی) و بدون آموزش‌های تخصصی وارد محیط‌های پرخطر می‌شوند که تاکنون به شهادت ۲۷ تن از حافظان طبیعت انجامیده است.
  • نبود سیستم فرماندهی حادثه (ICS): عدم وجود یک شبکه فرماندهی واحد در محل حادثه باعث موازی‌کاری، اتلاف منابع و به‌خطر افتادن جان امدادگران شده است.
  • خلاء آموزشی: آموزش‌های لازم برای کار با تجهیزات مدرن اطفا (مانند دستگاه‌های دمنده) به صورت سازمان‌یافته به جوامع محلی ارائه نشده است.

۳. نقش حیاتی زاگرس در پایداری زیستی و اقتصادی (Environmental Impact Assessment)

از دیدگاه توسعه پایدار، زاگرس صرفاً یک پوشش گیاهی نیست، بلکه «سپر دفاعی» ایران در برابر تغییرات اقلیمی است:

  • خدمات اکوسیستمی: این منطقه تأمین‌کننده بیش از ۴۰ درصد از منابع آب شیرین و تجدیدپذیر کشور است.
  • اثر دومینو: نابودی جنگل‌های بلوط به معنای تخریب آبخوان‌ها، کاهش دبی چشمه‌ها، و در نهایت بروز مهاجرت‌های اجباری و اخلال در امنیت اقتصادی و اجتماعی ۱۱ استان کشور است.
  • تخریب تنوع زیستی: با حذف گونه‌های جانوری (مانند سنجاب‌ها و گرازها) که نقش تسهیل‌گر در تکثیر جنگل را دارند، اکوسیستم توان بازسازی طبیعی خود را از دست می‌دهد.

۴. نقد عملکرد دستگاه‌های متولی و تخصیص منابع (Resource Management Audit)

توجیه مسئولان مبنی بر «کمبود اعتبارات» و «نبود تجهیزات» (مانند بالگرد آب‌پاش یا خودروهای پشتیبانی) در تناقض با بودجه‌های تخصیصی است. از منظر مدیریتی، تخصیص ۱,۳۰۰ میلیارد تومان بودجه، بدون خروجی ملموس در کاهش نرخ حریق، نشان‌دهنده فقدان «نظارت اثربخش» و «ارزیابی عملکرد» (Monitoring & Evaluation) در سازمان‌های منابع طبیعی و محیط‌زیست است. تمرکز بر پروژه‌های زیرساختی کم‌اثر (مانند احداث ساختمان‌های غیرضروری) به جای تجهیز تیم‌های عملیاتی و پشتیبانی لجستیک، نشان از ضعف در اولویت‌بندی استراتژیک دارد.

۵. الزامات و پیشنهادات راهبردی (HSE Recommendations)

برای گذار از این بحران، اقدامات فوری زیر ضروری است:

۱. تقویت سیستم‌های نظارتی: فعال‌سازی گشت‌های هوشمند و پهپادی در نقاط بحرانی (اکوتون‌ها) برای شناسایی زودهنگام کانون‌های آتش.

۲. تدوین دستورالعمل عملیاتی (SOP): تهیه و ابلاغ پروتکل‌های ایمنی برای نیروهای داوطلب و ممنوعیت ورود افراد آموزش‌ندیده به کانون‌های آتش.

۳. تجهیز لجستیکی: تخصیص هدفمند بودجه جهت خرید تجهیزات نوین اطفا، لباس‌های محافظ استاندارد و تقویت ناوگان هوایی آب‌پاش.

۴. مداخله قضایی-امنیتی: ورود جدی دادستانی به پرونده‌های آتش‌سوزی‌های زنجیره‌ای جهت شناسایی و برخورد قاطع با عوامل اصلی و آمران پشت پرده.

۵. توانمندسازی جوامع محلی: ایجاد و آموزش گروه‌های واکنش سریع بومی با حمایت کامل بیمه‌ای و لجستیکی توسط سازمان‌های دولتی.

نتیجه‌گیری:

زاگرس در حال از دست رفتن است و تداوم رویکرد کنونی، هزینه‌های جبران‌ناپذیر زیست‌محیطی، اقتصادی و انسانی برای نسل‌های آینده خواهد داشت. مدیریت این بحران نیازمند عزم ملی، شفافیت در هزینه‌کرد اعتبارات و تغییر رویکرد از «اطفای حریق» به «مدیریت امنیتِ زیست‌بوم» است.